امدادگر قزوینی، کیلومترها دورتر از خانواده پدر شد
امدادگر قزوینی که برای کمک به مردم استان لرستان راهی معمولان شده بود، دور از خانواده پدر شد.
دستگاههای خدمترسان و امدادی نیز در کنار دیگر دستگاه به کمکرسانی به مردم سیلزده استانهای لرستان گلستان خوزستان و دیگر شهرهای کشور پرداختند.
میثم یکی از امدادگران جوانی است که در استان قزوین مشغول به فعالیت بود. او که برای دومین بار میخواست طعم شیرین پدر شدن را بچشد در زمانی که چند روزی به متولد شدن فرزندش باقی مانده بود راهی معمولان استان لرستان میشود.
میثم با علم اینکه این که فرزندش درچندروزآینده متولد میشود راهی میشود و در تصورش سفری ۳ تا ۴ روزه دارد و تا پیش از تولد فرزندش باز میگردد ولی زمانی که وارد معمولان می شود حجم نیاز را که می بیند تصمیم به ماندن میگیرد.
سفر ۴ روزه میثم ذوالقدر تبدیل به سفری ۱۰ روزه میشود و در همان زمانی که میثم مشغول خدمترسانی به هموطنان سیلزدهاش است فرزندش متولد میشود.
میثم ذوالقدر امدادگر جمعیت هلال احمر می گوید من کارمند جمعیت هلال احمر هستم و پستی که مشغول به آن هستم امدادگری نیست بلکه در جای دیگری مشغول هستم.
وی اضافه می کند: تمامی دورههای امدادگری را گذراندم وبه لحاظ علاقهای که به امدادگری دارم هر جا که نیاز به امداد باشد ورود پیدا میکنم.
وی میگوید: با توجه به این که کمک کردن و یاری رساندن به مردم از اهمیت و ارزش بالایی برخوردار است و نیاز به کمک در مناطق سیلزده احساس میشد به صورت داوطلبانه تصمیم به رفتن به منطقه سیلزده را گرفتم.
میثم ادامه میدهد: من در منزل هیچ مشکلی بابت اعزام به شهر سیل زده نداشتم چرا که خانواده من هم اعتقاد بر این دارند که من باید امدادرسانی را انجام دهم و هر زمانی که نیاز به امداد باشد بدون هیچ مخالفتی حضور پیدا میکنم.
او میگوید: زمانی که در منطقه قرار داشتم در حال کار در بالگرد بودم و از آن جایی که فعالیت در بالگرد موجب میشود تا آنتن تلفن همراه هم از بین برود یک ساعتی از قزوین با من تماس گرفته بودند که امکان صحبت میسر نشده بود.
وی ادامه می دهد: زمانی که کارم با بالگرد به اتمام رسید توسط بیسیم اعلام کردند که از قزوین تماس گرفته شده است.
ذوالقدر توضیح میدهد: طی تماس با قزوین متوجه آن شدم که زمان به دنیا آمدن فرزندم فرارسیده و البته با توجه به مسافت و نبود من تقریبا یکساعتی جهت هماهنگی تلفنی برای اعلام رضایت جهت ورود همسرم به اتاق عمل کار را در منطقه متوقف کردم و پس از آن مجدد کارم را ادامه دادم.
قابل ذکر است؛ این امدادگر نه تنها در لحظه حساس تولد فرزندش حضور نداشته است بلکه در چند روز گذشته اصلاً خبر نداشت که خانمش در بیمارستان است. این امدادگر نمونه ای از تمام مردان جهادگری است که به حکم وظیفه در راستای خدمترسانی به هموطنانمان پیش قدم شدند.